>
«๑۩۞۩๑» بانـوي بــاران«๑۩۞۩๑» |
|
مرا ببخش اگر نمی توانم حرفهایت را بدون پاسخ بگذارم! و این پاسخیست به (( در یک قدمیه تو!!!!) از کجا آمدی ؟ مقصدت کجاست؟ به کجا می روی؟ گویی کوله باری سنگین بر دوش داری؟ چیست این سنگینی؟ چرا تنها بر دوش توست؟ به اثبات چه مشغولی؟ آیا این که به خاطر او در راهی این ارزش را دارد؟ چگونه دین تو ادا می شود؟ چه کسی از تو تشکر خواهد کرد؟ ای تو که همچنان در راهی؟ چرا روزگارت همچو چشمانت سیاه و تاریک تاریک است؟ چه فهمیدی که ما نفهمیدیم؟ چه دیدی که ما ندیده ایم؟ چه صدایی به گوش تو رسید که ما نشنیدیم؟ لحظه ای آرام بگیر!! به ایست! نفسی تازه کن! چه می گویی؟ نمی شنوم صدایت را! بلندتر بگو!!!!!!! نه! حال آرام بگیر و از ابتدا شروع کن! من در مقابل تو و آن دیدگان تیره رنگه همرنگ با دنیای من ایستاده ام! با سکوتت فریادی می زنی که آن را تنها من می شنوم! من گفته هایت را احساس می کنم! چه می گویی؟ از چه می ترسی؟ از پایان؟ از تمامی؟ تو که بهتر می دانی در این دنیا هیچ چیز ثابت نیست و همانطور فنا شدنی نداریم! اگر نابودی باشد همان مرگ است!! مرگ با فراموشی!!! اما تو زنده ای نفس می کشی!! و در یاد منی و در یاد دیگرانی!! نامت هر لحظه بر زبانم جاریست! در تنم احساست می کنم! اگر از مرگ می ترسی بدان مرگ هیچگاه پایان من و تو نیست!! ما همچنان ادامه داریم! و می رویم! اگر از نامعلومی رسیدن وقت رفتن می هراسی ! بدان که وضع من هم با تو تفاوتی ندارد! که من خود هم نمی دانم! نه من بلکه هیچ کس نمی داند پایانش چه وقت است! حال چرا سکوت اختیار کردی؟ چرا نگاهت زبان در کشید؟ چرا ضربان قلبت را تنها می شنوم! نازنینم کلامی بگو که بفهمم هستی!! چرا احساس می کنم در من گمشده ای؟ دلم با توست! پس هر جا بروی با تو هستم! از تو دورم ؟؟؟؟............. می دانم! ندیده ام روی ماهت را از نزدیک؟؟....... می دانم!!! ان دست مهربانت را که همیشه محتاجش هستم و خواهم بود را لمس نکردم !! میدانم!! اما با این همه فاصله تو در من زندگی می کنی!!!در من و با من!!!!!!!!!!!و هرگز تو و یادت را از خود جدا نخواهم کرد! احساسی که تو در من ایجاد کردی هیچ کس باعثش نشد! تو همانی که از دوریت به خدا شکایت می کنم! پس تو همانی که در آخرین روز دنیا در طلب دیدارش بر می خیزم! عزیزترینم تو در یک قدمی من به سر می بری نه در یک قدمی نابودی!! فراموشم مکن که همیشه با منی!! نوشته شده توسط ___XXX___ تاريخ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 و ساعت 0:54 قبل از ظهر |+|
|